ایشان متولد 1849 میلادی (1228 هجری شمسی) -165 سال پیش -در روستای قرخلر،کبودراهنگ متولد شده و تا 24 سالگی در کبودراهنگ میزیسته....
+مراجعت به تهران بقصد کاریابی در سال 1۸۷۳ میلادی(1252 شمسی)
+کار در توپخانه و چندی بمشق تیراندازی میپردازد..
+بعلت خوب بودن خط و سواد توسط سرهنگ توپخانه به نوشتن احکام و کتابچه ی مطالب عرایض کل توپخانه را که هرماه بایستی بعرض شاه (ناصرالدین شاه )برسد به او رجوع مینماید.. . (شانس دره خونشو میزنه)
+مراجعت به کبودراهنگ و همدان برای دیدار با خانواده و انجام کارهای شخصی و مورد استقبال ایلخانی (حکمران همدان در زمان ناصرالدین شاه)،بخاطر مقامی ک در تهران گرفته بود-قرار میگیرد.
+در دستگاه ایلخانی منشی میشود..
+حکمران همدان عوض میشود و ایلخانی به دعوت ناصرالدین شاه به تهران میرود ،و همچنین میرزا محمدکبودراهنگی هم به دعوت ایلخانی به تهران میرود..
ایلخانی چون رابطه ی بسیارخوبی با ناصرالدین شاه داشت و به عنوان معاون ایشان بود از میرزا محمد قیرخلری کبودراهنگی درخواست میکند تا به عنوان سفیر به لندن برود..میرزا محمدخان ابتدا تصور میکند ایلخانی شوخی میکند،بعد از اینکه معلوم میشود موضوع جدی هست پس از مشاوره با دوستان قبول میکند و در سال ۱۲۶۱ شمسی(۱۸۸۱ میلادی) یعنی ۱۳۲ سال پیش به همراه میرزا ملکم خان(معاونش)عازم لندن میشوند...
+از آن تاریخ به بعد میرزا محمد قیرخلری کبودراهنگی احوال شخصی ،شرح مسافرت ها،وقایع روزانه و اخبار مهم را در روزنامه ی خود یادداشت میکرده است.(هم اکنون این خاطرات ارزشمند در کتابی به اسم خاطرات فرید گرد آوری شده است)..
+میرزا محمدخان کبودراهنگی تا سال۱۸۸۸ میلادی به مدت هفت سال به عنوان سفیر در لندن بود و تک به تک خاطرات و اخبار خود از جمله تحصیل عالیه در فرنگستان،ضیافت وزیر خارجه و ملاقات با شخصیت های معروف و ضیافت در خانه صدر اعضم و.....در خاطرات خود نوشته است...
+بازگشت به ایران و حرکت به سمت همدان و قرخلر و کبودراهنگ:میرزا محمد خان کبودراهنگی در سال ۱۲۶۸ شمسی(۱۲۵ سال پیش )پس از ورود به همدان مورد استقبال خوب و گرم عضدالدوله حکمران همدان قرار میگیرد و پس از گشت و گذار در همدان به سمت روستای قرخلر میرود تا با خانواده خود دیدار کند،او در خاطرات خود مینویسد(۱۲ سال از قرخلر به تهران رفته بودم و از آنجا به سفر فرنگستان رفته بودم ..در حین ورود قرخلر از نظر من قوم و خویش از دیدن من خوشحال شدند و منم بسیار خوشحال شدم)
+مراسم خواستگاری در کبودراهنگ:در همان سال یعنی سال۱۲۶۸ شمسی- ۱۲۵ سال پیش ،خانواده ایشان برای میرزا محمدخان قیرخلری کبودراهنگی از خود کبودراهنگ دختری را انتخاب میکنند...میرزا محمد در خاطرات خود مینویسد(دیروز با خانواده باتفاق فضلعلی خان بکبودراهنگ رفتیم،دیشب را در کبودراهنگ ماندیم و لازمه مهربانی و میزبانی را بعمل آوردند ولی به واسطه قیود و رسوم کهنه مرا از دیدن محبوبه بازداشتند، بدین جهت خیلی اسباب رنجشم شد)
+ازدواج و مراسم عروسی در کبودراهنگ: میرزا محمد خان کبودراهنگی در همان سال و در ۳۹ سالگی ازدواج میکند و در خاطرات خود مینویسد(امروز بناست بکبودراهنگ عقب عروس بروند...صمد خان و دوستعلی خان با هزار زحمت و گفتگو برای آوردن عروس بکبودراهنگ رفتند.روز برف و بوران شدیدی بود و بواسطه آمدن عروس ازکبودراهنگ و همراهان در این هوای سخت خیلی پریشان بودم بالاخره بحمدالله در این بوران به آنها صدمه نرسیده و در پنج ساعتی خسته و کوفته وارد شدند و عروس را از کبودراهنگ به قیرخلر آوردند..ولی خیلی زحمت کشیده بودند )
+عقیده ها در سال ۱۲۶۸ شمسی (۱۲۵ سال پیش )در کبودراهنگ که در خاطرات میرزا محمد خان آمده است:دیروز مشغول نوشتن کاغذهای دعوت عروسی بودند از قول عم مکرم موسی خان بطایفه و دوستان شهری و دهات برای ملاقات محبوب کاغذ نوشته بود جواب رسید که خیلی مشتاق دیدارم اما قمر در عقرب است و ساعت خوب نیست.این جواب خیلی باعث خنده ی من شد.خلاصه عقیده بعضی از اهالی این ولایت به تقویم ایرانی خیلی محکم است....
ادامه دارد.....
برگرفته از کتاب خاطرات فرید
با سپاس از محـمــدرضــا قیـطــاسی